بي‌بي‌سي فارسي و حمايت از پهلوي

جنگنرم و هجمه همه جانبه به باورها و آرمانهاي ملت ايران و تلاش براي تحريفحقايق توسط رسانه هاي بيگانه، هر روز بعد جديدتري مي يابد كه حوادث ورخدادها فرصتي براي ظهور و بروز ابعاد آن است. در اين ميان سايت بي بي سيفارسي به مناسبت گذشت ۳۰ سال از مرگ آخرين شاه مستبد ايران زمين، محمدرضاپهلوي در ۵ مرداد ۱۳۵۹، صفحه ويژه اي را طراحي كرده و در آن تلاش دارد تاچهره كريه خاندان پهلوي را براي نسل امروز كشور بازسازي كنند.
نسخه مناسب چاپ


اين ويژه نامه
در اختيار بخشي از قلم بدستان ستاد كودتاي سبز قرار گرفته كه با قرائت
تحريفي خود كه پيش از اين سالهاست توسط سلطنت طلبان فراري تكرار شده است،
به مقايسه نظام اسلامي و رژيم پهلوي بپردازند و مبتني بر باورهاي منحرف
خود نظام اسلامي را متهم و رژيم منحط پهلوي را غسل تعميد داده و ميزان
انحطاط و فاصله گرفتن از آرمانهاي انقلاب اسلامي ملت ايران را آشكار
نمايند.


يكي از اين قلم بدستان «حسن يوسفي اشكوري» از مسافران ديروز كنفرانس
برلين است كه از وي
به عنوان « پژوهشگر امور ديني و مذهبي» ياد شده است. وي در مقاله اي با
عنوان «آخرين شاه شيعه جهان آيا مذهبي بود؟ » تلاش دارد تا محمدرضا را
مقيد به شريعت دانسته و مدعي شود كه مسئولان نظام اسلامي امروز از رژيم
پهلوي بدتر و بي دين ترند!؟


«مهرانگيز كار» فمينيستي كه در روزگار دوم خرداد شهرت يافت و نام وي
در مطبوعات زنجيره اي بر سر زبانها افتاد و اتفاقاً همسفر اشكوري در
كنفرانس برلين بود، در مقاله اي توهين آميز با عنوان «شاه بهتر بود يا
امام؟» به سياه نمايي عليه نظام اسلامي پرداخته و در صدد آن است كه دوران
پهلوي را بهتر از دوران حاكميت نظام اسلامي جلوه دهد و فاسدي چون محمدرضا
را برتر از حضرت روح الله(ره) قرار دهد!


محمود صدري كه وي را «استاد جامعه شناسي در دانشگاه تگزاس در آمريكا»
معرفي كرده اند در مقاله اي با عنوان «فراخواني براي نگاه بيطرفانه به
زندگي آخرين شاه ايران» تلاش دارد تا چهره منفوري كه از پهلوي در اذهان
عمومي ايرانيان شكل گرفته را نتيجه نگاهي ايدئولوژيك معرفي كند كه با
حقيقت فاصله بسيار دارد!


نويسنده ديگر «مهرداد خوانساري» است كه خود را يكي از اعضاي سابق
وزارت خارجه و كادر پيشين ديپلماتيك ايران معرفي مي كند. مقاله وي با
عنوان «شاه و سياست خارجي؛ هم كار هم دغدغه شخصي» تيتر خورده و نويسنده بر
سر آن است تا اثبات كند: «صحنه سياسي ايران در سي سال بعد از مرگ پادشاه
فقيد ايران، هرگز فرد آگاه، مجرب، صلح طلب و نيرومندي مانند وي را در حيطه
مسائل مربوط به سياست خارجي به خود نديده است.»!!


اين مجموعه با نوشتار عناصري چون حميد دهباشي و ماشاءالله آجوداني، فرج سركوهي، عباس ميلاني تكميل شده است.


در نقد و بررسي ادعاهاي بي پشتوانه فوق بايد توجه كرد، تلاش براي
ترميم چهره سياه حكومت خودكامه پهلوي و مقايسه آن با مردمي ترين انقلاب در
جهان، در حالي صورت مي گيرد كه بسياري از نزديكان دربار پهلوي در خاطرات
خود به انواع فسادهاي اخلاقي، سياسي و اقتصادي آن رژيم اعتراف كرده اند كه
يكي از مهمترين و مبسوط ترين آنها خاطرات ارتشبد حسين فردوست، يار غار شاه
پهلوي است. با مرور اين كتاب و ديگر كتابهاي تاريخي مي توان به انحرافات
زيادي در مورد شخص شاه، خاندان پهلوي و درباريان و كارگزاران رژيم پهلوي
اشاره كرد:


۱- لامذهبي و عدم تقيد به اسلام (عدم پايبندي به شريعت، بي نمازي، عياشي، قماربازي، بي حجابي و ...)


۲- انحرافات جنسي (زنا، همجنس بازي و ...)


۳- سوء استفاده كلان مالي و خيانت به بيت المال


۴- دست نشاندگي و وابستگي كامل به بيگانگان


۵- دادن امتيازات فراوان به بيگانگان و حركت به سمت وابستگي كشور به غرب


۶- سوء مديريت و عدم صلاحيت براي اداره كشور


۷- وابسته نگهداشتن كشور به نفت و نابودي بسياري از صنايع بومي


۸- استبداد و ديكتاتوري مطلق و سركوب و كشتار مخالفين


۹- رشد و گسترش انحرافات فرهنگي - اجتماعي در جامعه از جمله فقر، فساد، فحشاء، بيكاري، مواد مخدر و ...


موارد فوق و موارد ريز و درشت فراوان ديگري كه مي توان به اين فهرست
افزود، مسائلي نيست كه براي دست اندركاران بي بي سي فارسي ناآشنا باشد،
اما واقعيت آن است كه تحريف تاريخ سناريوي جديد ديگري است كه مورد توجه
دشمنان نظام اسلامي قرار گرفته است. اين ويژه نامه وقتي در كنار اظهارات و
نوشتارهاي متعددي افرادي چون اكبرگنجي، محسن كديور، عطاءالله مهاجراني و
... در حمله به ديدگاهها و تصميمات سياسي حضرت امام(ره) قرار مي گيرد، به
خوبي نشان مي دهد سناريويي كه در قالب اعتراض به نتايج انتخابات رياست
جمهوري دهم آغاز شد، براندازي انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي را
هدف قرار داده بود.


اين جريان به خوبي مي داند تا زماني كه شاخصي با عنوان سي سال تاريخ
درخشان جمهوري اسلامي و زعامت حكيم بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام
خميني(ره) پيش روي ملت ايران است، امكان جان گرفتن جريانات انحرافي از
جمله فتنه سبز وجود نخواهد داشت، اما از اين نكته نيز غافلند كه خالق اصلي
تاريخ درخشان سه دهه انقلاب اسلامي ملت بزرگ ايران هستند كه آن شاخصها
جزيي از هويت آنان را شكل مي دهد و به همين سادگي نمي توان آن هويت اسلامي
را دستخوش تحريف قرار داد.